معنی نسبنامه
6 بازدید
[ نَ سَ مَ / مِ ] (اِ مرکب) شجره ای که بر آن انساب آباء و اجداد مرقوم باشد. (آنندراج). نژادنامه. شجرهٔ نسب. (از ناظم الاطباء). رجوع به مشجره شود: نسب نامهٔ دولت کیقباد ورق بر ورق هر سوئی برده باد.نظامی. گر اسفندیار از جهان رخت برد نسب نامهٔ من به بهمن سپرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «نسبنامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر