معنی نسبتی مشهدی

معنی نسبتی مشهدی

6 بازدید
[ نِ بَ یِ مَ هَ ] (اِخ) از شاعران عهد شاه طهماسب صفوی است. در قرن دهم می زیسته و به روایت آذر مدتی در محال آذربایجان سکونت داشته و سرانجام در اردبیل درگذشته است. مؤلف مجمع الخواص او را شاعر خوش سلیقه اما متکدی و ممسکی معرفی کرده است و آرد: وقتی که بی چیز می شد از مردم اسباب سفر و زاد راه می گرفت ولی به هیچ جا نمی رفت، با این حال خجالت هم نمی کشید! او راست: به غربت گر شدم رسوای عشق اما به این شادم که غمخواری ندارم تا نصیحت کار من باشد. مرا یک آرزو زآن بی وفا هرگز نشد حاصل اگر با ناامیدی خو نمی کردم چه می کردم. می رفت و عالمی نگرانش ولی کسی رشکم به دل فزود که تاب نظر نداشت. ورای رسم ها من رسم و آئین دگر دارم مسلمان نیستم، کافر نیم، دین دگر دارم. (از آتشکدهٔ آذر چ سادات ناصری ص ۵۰۴) (از تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۲۰۰) (از هفت اقلیم ذیل اقلیم چهارم). و رجوع به تذکرهٔ شمع انجمن ص ۴۶۵ و مطلع الشمس ص ۴۴۸ و فرهنگ سخنوران شود.

کلمات هم‌قافیه با «نسبتی مشهدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید