معنی نساکة
4 بازدید
[ نَ کَ ] (ع مص) پرستیدن. پارسا گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). ناسک شدن. (از المنجد). متعبد شدن. (تاج المصادر بیهقی). نَسْک. نِسْک. نُسْک. نُسُک. رجوع به نسک شود.
کلمات همقافیه با «نساکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر