معنی نساک
8 بازدید
[ نُ سْ سا ] (ع ص، اِ) جِ ناسک. عُبّاد. ناسکان. زاهدان. رجوع به ناسک شود: و متعبدان و نساک و معتمدان روایات. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۱۱۹).
کلمات همقافیه با «نساک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر