معنی نزهة
6 بازدید
[ نُ هَ ] (ع اِمص) دوری. (منتهی الارب). بعد. (از اقرب الموارد). گویند: هو بنزهة من الماء؛ ای ببعد. (منتهی الارب). || اسم است از تنزه. گویند: ارض ذات نزهة. (از اقرب الموارد). ج، نُزَه. || دوری از ناخوشی و پژمانی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || دوری از عیب و زشتی. بی عیبی. پاکیزگی. نکوئی. (آنندراج از کشف اللغات و صراح و لطائف و منتخب اللغات). || تفرج و گردش در سبزه زارها و بساتین و باغ ها. (ناظم الاطباء). نزهت.[ نَ زِ هَ / نَ هَ ] (ع ص) نَزِه. (منتهی الارب). ارض نزهة؛ نزیهة. (اقرب الموارد). زمین دور از کشت زار و از کثافات و مگسان اطراف شهر و دهات و از آب خیز دریا و از فساد هوا. زمین صاحب نُزْهة. (ناظم الاطباء). رجوع به نزه شود.
کلمات همقافیه با «نزهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر