معنی نزغات
6 بازدید
[ نَ زَ ] (ع اِ) تباهی ها. (یادداشت مؤلف). || وساوس. (یادداشت مؤلف). جِ نزغة. (اقرب الموارد). رجوع به نزغة و نزغ شود: به نزغات شیاطین موارد آن محبت منغص گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۳۸). در سابقه نزغات شیاطین در افساد معاقد وداد و هدم قواعد اتحاد تأثیر کرده است. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۷۷).
کلمات همقافیه با «نزغات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر