معنی نزاهت
7 بازدید
[ نَ هَ ] (ع مص) دور شدن از بدی و پاکی از عیب. (از غیاث اللغات). نزاهة. نزاهیة. رجوع به نزاهة شود. || (اِمص) پاکیزگی. طهارت. بی گناهی : دمنه دانست که اگر این سخن با شتر به ظاهر کند در حال... نزاهت جانب خویش معلوم گرداند. (کلیله و دمنه). || خرمی زمین. (فرهنگ خطی). رجوع به نزاهة شود: و جهت نزاهت موضع یک چندی آنجا مقیم گشتند. (رشیدی).
کلمات همقافیه با «نزاهت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هت» برای سرودن شعر