معنی نزاهة
7 بازدید
[ نَ هَ ] (ع مص) نزیه گردیدن جای. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). پاک و پاکیزه گردیدن جای از فساد هوا و از مگسان ده. (ناظم الاطباء). نزه شدن جای. (از المنجد). نزاهیة. (منتهی الارب). || دور ماندن جای از مردم و از آب و علف و آب خیز دریا. (ناظم الاطباء). || دوری گزیدن از همهٔ ناخوشی ها و ناپسندی ها. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). دوری از مکروه. (از المنجد). دوری از هر مکروه. (از اقرب الموارد). || پرهیزکاری و دوری از بدی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). پاکی از عیب. (آنندراج). عفیف بودن. (از المنجد). دوری از بدی. (اقرب الموارد). || اکتساب مال است بدون خاری و بی آنکه به دیگری ستم شود. (از تعریفات) (از اقرب الموارد). || نزد بلغا عبارت است از آنکه شاعر یا نویسنده در هجو و نکوهش دیگران کلمات ناسزا و الفاظ زشت به کار نبرد، چنانکه نقل است از ابی عمروبن العلاء پرسیدند که: نیکوترین هجا چیست؟ گفت: آن است که آنچه در نکوهش کسی سروده باشی اگر برای دوشیزهٔ پرده نشین بسرائی آن را زشت نشمارد. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
کلمات همقافیه با «نزاهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر