معنی نزال
5 بازدید
[ نِ ] (ع مص) منازلة. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (المنجد) (زوزنی). فرودآمدن دو گروه با هم از شتر بر اسب جهت کارزار و فرودآمدن دو گروه با هم در حرب. (از منتهی الارب) (آنندراج). پیاده جنگ کردن. (از زوزنی). فرودآمدن دو گروه از شتر و بر اسب سوار شدن جهت کارزار و جدال با خود. (ناظم الاطباء). با هم جنگیدن و فرودآمدن هر یک در مقابل دیگری و گویند: حاربوا بالنزال؛ و آن چنان است که دو دسته از شتران خود فرودآیند و بر اسبان نشینند مضاربه را. (از اقرب الموارد). || (اِمص) جدال. کارزار. جنگ : نزول مرگ باشد بر اعادی سر شمشیر او روز نزالا.عنصری. و در قتال و نزال مقاومت نمود. (جهانگشای جوینی). و در موقف قتال و نزال تقدم کرده بودند. (جهانگشای جوینی).[ نَ لِ ] (ع اِ فعل) فرودآ. (منتهی الارب). فرودبیا! (ناظم الاطباء). اسم فعل است برای امر، به معنی انزل. (از اقرب الموارد). و آن معدول است از نازلة و واحد و جمع و مؤنث و مذکر در آن یکسان است. (از منتهی الارب).[ نَ ] (ع اِ) نُزل. رجوع به نُزل شود.[ نُ زْ زا ] (ع ص، اِ) جِ نازل. رجوع به نازل شود.[ نَ زْ زا ] (ع ص) کثیرالنزول یا کثیرالمنازلة. (از المنجد). رجوع به نزول و منازلة شود.
کلمات همقافیه با «نزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر