معنی نزاع کردن
4 بازدید
[ نِ کَ دَ ] (مص مرکب) کشمکش کردن. منازعه کردن. ستیزیدن : یکی جهود و مسلمان نزاع می کردند چنانکه خنده گرفت از نزاع ایشانم.سعدی.
کلمات همقافیه با «نزاع کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر