معنی نزاعة
6 بازدید
[ نَ عَ ] (ع مص) آرزومند گردیدن به سوی اهل خود و مشتاق شدن. (آنندراج) (از منتهی الارب). نزاع. نزوع. رجوع به نزاع شود. || (اِمص) خصومة. (اقرب الموارد) (مهذب الاسماء) (المنجد). خصومت در حقی: بینهم نزاعة؛ خصومة فی حق. (اقرب الموارد).[ نُ عَ ] (ع اِ) آنچه به دست خود برکنی سپس بیفکنی. ما نزعته بیدک ثم القیته. (از المنجد).[ نَ زْ زا عَ ] (ع ص) تأنیث نَزّاع: {/Bنَزََّاعَةً لِلشَّوی ََ.۱-۲۷۰:۱۶/}(قرآن ۷۰/۱۶). رجوع به نزاع شود.
کلمات همقافیه با «نزاعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر