معنی نزاز
6 بازدید
[ نِ ] (ع اِ) نزاز شرّ، نزیز شر؛ آنکه به بدی چسبان و ملازم است. (از منتهی الارب)؛ که از بدی دور نمی شود. (از المنجد). لزاز. (از اقرب الموارد). || (مص) منازعة. منافسة. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ نَ زْ زا ] (ع ص) صیغهٔ مبالغه است از نز. آنکه در یک جای آرام نگیرد. (از اقرب الموارد). رجوع به نز شود.[ نِ ] (اِخ) دهی کوچک است از دهستان ژاورود بخش کامیاران شهرستان سنندج. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «نزاز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر