معنی نرم‌گردن

معنی نرم‌گردن

5 بازدید
[ نَ گَ دَ ] (ص مرکب) کنایه از مطیع. (برهان قاطع) (فرهنگ نظام) (آنندراج) (ناظم الاطباء). فرمانبردار. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). محکوم. (فرهنگ نظام) (آنندراج). رام. (ناظم الاطباء). منقاد. فروتن. خاضع. خاشع. اغید. (یادداشت مؤلف): نیست یک شیر رام گردن کش که تو را رام و نرم گردن نیست. مسعودسعد. سوزنی در مدح وی با قافیه کشتی گرفت قافیه شد نرم گردن گرچه توسن بود و گست. سوزنی. چو خر نرم گردن نگشتم از آن ولیکن چو خر گشته ام سخت ایر.سوزنی. خورشید سرفکنده و مه خویشتن شناس مریخ نرم گردن و کیوان فروتن است.انوری. دو شخص ایمنند ار تو آئی به جوش یکی نرم گردن یکی سفته گوش. نظامی (از آنندراج). نشستند بیدارمغزان روم به مهر ملک نرم گردن چو موم. نظامی (از آنندراج). و هَلُمَّ جَرّا تا به وقتی که خراسان و مازندران در زیر سنگ های بلای این آسیای گردان نرم گردن شدند. (جهانگشای جوینی).

کلمات هم‌قافیه با «نرم‌گردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید