معنی نرمشمشیر
7 بازدید
[ نَ شَ / شِ ] (ص مرکب) مجازاً، مرد سست. مبارز زبون. نرم آهن. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نامرد. ترسنده. (فرهنگ خطی): سختی پنجهٔ سیه شیران کوفته مغز نرم شمشیران.نظامی. پدر گرچه با قوت شیر بود به کین خواستن نرم شمشیر بود.نظامی.
کلمات همقافیه با «نرمشمشیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر