معنی نرمشانه
6 بازدید
[ نَ نَ / نِ ] (ص مرکب) کنایه از کاهل. (برهان قاطع) (فرهنگ نظام) (ناظم الاطباء): از ظهوری است سخت بازوئی کوه کن نرم شانه ای بوده ست. ظهوری (از آنندراج). || کم قدرت. (برهان قاطع). ضعیف. (فرهنگ نظام) (آنندراج). سست. (ناظم الاطباء). || جبان. (فرهنگ نظام) (آنندراج). || مطیع. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). فرمانبردار. (ناظم الاطباء). کسی که هر چیز بگویند همان قبول کند و هرچه تکلیف کنند تن دردهد. (فرهنگ نظام) (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین) (آنندراج): زنجیر زلف چارهٔ دلهای سرکش است اینجا ز موم سنگ شود نرم شانه تر. صائب (از آنندراج). || مخنث. حیز. (انجمن آرا) (فرهنگ خطی). بی حیا. (فرهنگ خطی): نرم شانه سخت دیده سست رگ بیوه پرور کم خرد بسیارخور. پوربهای جامی (از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «نرمشانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر