معنی نرمخویی
5 بازدید
[ نَ ] (حامص مرکب) دماثت. (از منتهی الارب). دماثت اخلاق. (یادداشت مؤلف). ملایمت. نرمی. مهربانی : چون گل بگذار نرم خویی بگذر چو بنفشه از دورویی.نظامی. بر آنکس که اش سخت رویی بود درشتی به از نرم خویی بود.نظامی. چه سازیم تا نرم خویی کنند ز بیگانه پوشیده رویی کنند.نظامی. ندیم آنگه کند گستاخ رویی که بیند از بزرگان نرم خویی.امیرخسرو.
کلمات همقافیه با «نرمخویی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر