معنی نردین

معنی نردین

5 بازدید
[ نَ ] (اِخ) نام شهرکی است از خراسان نزدیک به چمن کالپوس، در فضائی وسیع واقع است، قلعه ای دارد متین و چهارصد خانوار در آن سکونت دارد. سه قلعه در اطراف آن است و نیم سنگ آب دارد که زراعت می کنند. (از انجمن آرا). رجوع به نردین مذکور در زیر شود.
[ نَ ] (معرب، اِ) سنبل رومی که گیاهی خوشبو است. (از المنجد). رجوع به ناردین شود.
[ نَ ] (اِخ) ده مرکزی دهستان نردین بخش میامی شهرستان شاهرود است. در ۸۰هزارگزی شمال میامی و ۳۶هزارگزی مشرق راه شاهرود به گرگان، در ناحیهٔ کوهستانی سردسیری واقع است و ۹۵۰ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و حبوبات و میوه های درختی، شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ نَ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش میامی شهرستان شاهرود است. این دهستان در سمت شمالی بخش میامی، در نقاط مرتفع سلسله جبال البرز واقع است و ناحیتی سردسیر و ییلاقی است. آبش از چشمه سار، محصولات عمده اش غلات و بنشن و لبنیات و میوه های جنگلی است. این دهستان جمعاً ۱۳ پارچه آبادی و جمعیتی در حدود ۵۰۰۰ تن دارد. مرکزش قریهٔ نردین و دهات مهمش نام نیک، حسین آباد، کرناک و تلوین است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «نردین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید