معنی ندید

معنی ندید

5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) مانند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (دهار). همتا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات) (مهذب الاسماء). ند. (اقرب الموارد). نظیر. (غیاث اللغات). شبیه. عدیل. مثل. ج، نُدَداء، انداد: شمهٔ خلق تو است آنک او را نکهت عنبر و ند نیست ندید.سوزنی. کآدمی کو بود بی مثل و ندید دیدهٔ ابلیس جز طینی ندید.مولوی. کسب شکرش را نمی دانم ندید تا کشد شکر خدا خلق جدید.مولوی. - بی ندید؛ یکتا. بی همتا. بی نظیر. بی مانند. بی مثل. بی عدیل : ما کنون دیدیم شه ز آغاز دید چندمان سوگند داد آن بی ندید.مولوی. از میان پای استوران بدید دامن پاک رسول بی ندید.مولوی. راتبه یْ جانی ز شاه بی ندید دم به دم در جان مستش میرسید.مولوی. || (مص) نَدّ. رجوع به نَدّ شود.
[ نَ ] (ن مف مرکب) نادیده. ندیده. نوکیسه. تازه به عرصه رسیده. رجوع به ندیده و نیز رجوع به ندیدبدید شود. || (مص مرخم منفی، اِمص) ندیدن. مقابل دید به معنی دیدن. || انکار. عدم قبول. عدم رغبت. بی عنایتی. (یادداشت مؤلف). - چشم ندیدش به کسی افتاده است؛ چشم دیدن او را ندارد.

کلمات هم‌قافیه با «ندید»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ید» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید