معنی ندانا
5 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) نادان. ناداننده. جاهل. مقابل دانا. رجوع به دانا شود: شد به صحرا برون ندانا مرد از پی رفع رنج و راحت درد.سنائی.
کلمات همقافیه با «ندانا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر