معنی نخوت

معنی نخوت

9 بازدید
[ نَ خْ / نِ خْ وَ ] (از ع، اِمص) تکبر. (غیاث اللغات) (منتهی الارب) (دهار) (ناظم الاطباء). بزرگ منشی. خودبینی. خودپرستی. جاه طلبی. تبختر. (ناظم لاطباء). بزرگی. (غیاث اللغات). ناز. عظمة. عظومت. عظامة. شنخفة. (منتهی الارب). تعظم. عُجب. کبر. استکبار. برتنی. برترمنشی. خودپسندی. غرور. پندار. (یادداشت مؤلف). باد. اعجاب. تخایل. فیس. افاده. نخوة. رجوع به نخوة شود: نخوت پادشاهی که در سر ایشان شده است زود بیرون نشود ولیکن حالی تسکین خواهد بود. (تاریخ بیهقی ص ۵۹۸). وین نخوت و حرص درکشیده ناگه چو رسن سرت به چنبر.ناصرخسرو. با نخوت پلنگی و از سگ گداتری با سگ گران و سرد بود نخوت پلنگ. سوزنی. گفت ندیدم او را نخوت و شکوهی که بدان بر قوت دلیل گرفتمی. (کلیله و دمنه). که چون... از خدمتکاران نخوت مشاهدت کند درحال اطراف کار خود فراهم گیرد. (کلیله و دمنه). و نخوت پادشاهی و همت جهانگیری بدان مقرون باشد. (کلیله و دمنه). چون سر از تن برفت سر نکشد نخوت تاج بخشی و دستار.خاقانی. پیش رخ چو ماه تو بنهاده آفتاب هر نخوتی که داشته اندر سر آفتاب. خاقانی. هرکه ز طریق نخوت آمد به دار ملکت دید این شرف که داری زآن نقد شد وبالش. خاقانی. از سر اعتزاز به عزت ملک و اغترا به نخوت پادشاهی از او سخن های نالایق حادث می گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۴۰). امیر عضدالدوله با جلالت قدر و نباهت ذکر و خشونت جانب و عزت ملک و نخوت پادشاهی همواره رضاء آن جانب نگاه داشتی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۰). صحیفهٔ عمر بوعلی بر آن صورت ختم شد و شاهین نخوت او که در هواء کبریاء پرواز میکرد در دام مهانت و مذلت افتاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۳۱). ای دوای نخوت و ناموس ما ای تو افلاطون و جالینوس ما.مولوی. ز نخوت بر او التفاتی نکرد جوان سر برآورد کای پیرمرد.سعدی. نه آنکه بر در دعوی نشیند از نخوت وگر خلاف کنندش به جنگ برخیزد. سعدی. ای توانگر مفروش اینهمه نخوت که تو را سر و زر در کنف همت درویشان است. حافظ. || نازیدن. بزرگ منشی نمودن. رجوع به نخوة شود. || ستودن. رجوع به نخوة شود.

کلمات هم‌قافیه با «نخوت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید