معنی نخلبند

معنی نخلبند

5 بازدید
[ نَ بَ ] (نف مرکب) از: نخل +بند، بمعنی کسی که نخل می بندد، یعنی سازندهٔ شبیه نخل. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). شخصی را گویند که صورتهای درختان و میوه را از موم سازد. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء) (آنندراج). که درخت و گل و میوهٔ گوناگون از موم می ساخته و زینت را در خانه های زمستانی می نهاده. (از جهانگیری): شاخ نارنج و برگ تازه ترنج نخلبندی نشانده بر هر کنج.نظامی. زمان تازمان خامهٔ نخلبند سر نخل دیگر برآرد بلند.نظامی. الحق ترنج و سیبی بی چاشنیّ لذت چون سیب نخلبندان یا چون ترنج منبر. خاقانی. غنائی است خوش چون گل نخلبندان که از زخم خارش عنائی نیابی.خاقانی. عمر است بهار نخلبندان کش هر نفسی خزان ببینم.خاقانی. نقش بهاری که نخلبند نماید عین خزان است از آن بهار چه خیزد؟ خاقانی (از جهانگیری). نخلبندم ولی نه در بستان شاهدم من ولی نه در کنعان.سعدی. همه نخلبندان بخایند دست به حیرت که نخلی چنین کس نبست. سعدی. ز انگیزش و ساخت فرق است چند که این نخل کار است و آن نخل بند. امیرخسرو. نخلبندان حدایق اخبار و نغمه سنجان بساتین اسمار. (حبیب السیر ج ۳ ص ۲). || باغبان. (برهان قاطع) (آنندراج) (ناظم الاطباء). که نخل خرما پرورد.

کلمات هم‌قافیه با «نخلبند»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ند» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید