معنی نخلبن
5 بازدید
[ نَ بُ ] (اِ مرکب) درخت خرما. (آنندراج) (غیاث اللغات). خرمابن. (ناظم الاطباء): چو دور افتد از میوه خور میوه دار چه خرما بود نخلبن را چه خار.نظامی. چو سقراط را داد نوبت سخُن رطب ریز شد خوشهٔ نخلبن.نظامی. ز یک قابله چند زاید سخن چه خرما گشاید ز یک نخلبن؟نظامی.
کلمات همقافیه با «نخلبن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بن» برای سرودن شعر