معنی نخعی

معنی نخعی

9 بازدید
[ نَ خَ ] (ص نسبی) منسوب به قبیلهٔ نخع. رجوع به نخع شود.
[ نَ خَ ] (اِخ) از طوایف کرمان و بلوچستان و مرکب از دویست خانوار است، در راور اقامت کرده اند، سردسیر و گرمسیر ندارند، زبانشان فارسی است. (از جغرافیای سیاسی کیهان ص ۹۴).
[ نَ خَ ] (اِخ) ابراهیم بن یزیدبن اسود، مکنی به ابوعمار یا ابوعمران. از فرزندان مالک بن نخع و از فقهای تابعین کوفه است و به سال ۹۵ یا ۹۶ هـ . ق. درگذشته. (از ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۰). و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج ۶ و نامهٔ دانشوران ج ۱ ص ۶۸۹ و تاریخ ابن خلکان ج ۱ و لغات تاریخیه و جغرافیه ج ۷ ص ۷۸ و تنقیح المقال و دیگر کتب رجال شود.
[ نَ خَ ] (اِخ) شریک بن عبداللََّه کوفی، مکنی به ابوعبداللََّه. از احفاد مالک بن نخع و از فقها و محدثان صدر اسلام است. وی به سال ۹۵ یا ۷۵ هـ . ق. در بخارا تولد یافت و در دوران خلافت منصور عباسی به قضاوت کوفه و سپس اهواز منصوب گشت و به سال ۱۷۷ یا ۱۷۸ هـ . ق. در کوفه وفات یافت. وی از مخالفان بنی امیه و محبان خاندان علی بود. (از ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۱ از تنقیح المقال و روضات الجنات ص ۲۴۴ و تاریخ بغداد ج ۹ ص ۲۷۹). و نیز رجوع به ریحانةالادب شود.
[ نَ خَ ] (اِخ) اسودبن یزید. از اکابر زهاد و فقهای عامه است و به روایت ابن ابی الحدید وی در آخر عمر از محبت حضرت امیرالمؤمنین علی منحرف گشت و به سال ۷۴ یا ۷۵ هـ . ق. درگذشت. (از ریحانةالادب از لغات تاریخیه و جغرافیه ج ۷ ص ۷۸ و کتب رجال).
[ نَ خَ ] (اِخ) علقمةبن قیس بن عبداللََّه بن مالک، مکنی به ابوشبل. فقیه تابعی و محدث و از اصحاب امیرالمؤمنین علی است. وی به سال ۶۲ هـ . ق. در کوفه درگذشت. (از ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۱ از کنی و القاب قمی ج ۳ ص ۲۰۳) (لغات تاریخیه و جغرافیه ج ۷ ص ۷۸).
[ نَ خَ ] (اِخ) کمیل بن زیادبن سهل بن هیثم. رجوع به کمیل بن زیاد و نیز رجوع به ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۸۱ و مجمع البحرین و روضات الجنات ص ۵۳۷ و مجالس المؤمنین ص ۱۲۳ شود.
[ نَ خَ ] (اِخ) مالک بن حارث اشتر نخعی. رجوع به اشتر و مالک اشتر شود.

کلمات هم‌قافیه با «نخعی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید