معنی نخشیدن
8 بازدید
[ نَ دَ ] (مص) شکستن سر و شکافتن کاسهٔ سر. (از ناظم الاطباء) (از شعوری).
کلمات همقافیه با «نخشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر