معنی نخستینه
7 بازدید
[ نُ خُ / نَ خُ نَ / نِ ] (ص نسبی) نخستین. اولی. اولیه : سکندر بفرمود کآرند ساز برندش به جای نخستینه باز.نظامی.
کلمات همقافیه با «نخستینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر