معنی نخجیروال
3 بازدید
[ نَ جیرْ ] (ص مرکب) مرد شکاری. شکارکننده. (انجمن آرا). مرد شکارکننده. شکارچی. صیاد. (فرهنگ خطی). || نخجیرانگیز. (فرهنگ اسدی) (اوبهی). آهوگردان. حشرت. (یادداشت مؤلف): نخجیروالان این مَلِک را شاگرد باشد فزون ز بهرام. فرخی (از اسدی). و رجوع به نخچیروال شود.
کلمات همقافیه با «نخجیروال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر