معنی نخاع
4 بازدید
[ نَ / نِ / نُ ] (ع اِ) مغز مهرهٔ پشت. حرام مغز. (منتهی الارب) (آنندراج). مغز میان مهرهٔ پشت. مغز حرام. (فرهنگ نظام). و آن رشته مانندی است سپید میان مهره ها که از دماغ فرودآید و شعبه ایش در اندام رَوَد. (منتهی الارب) (آنندراج). پشت مغز. حرام مغز. حرامه مغز. مغزی که در میان ستون فقرات جای دارد. نخط. مغز پشت مهره. نخاع شوکی. (یادداشت مؤلف). ج، نُخُع. - نخاع مستطیل. رجوع به بصل نخاعی شود.
کلمات همقافیه با «نخاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر