معنی نخاسی
4 بازدید
[ نَ خْ خا ] (حامص) برده فروشی. بنده فروشی. || ستورفروشی. عمل نخاس. رجوع به نخاس شود.[ نَ / نِ ] (ص نسبی) نَخّاس. برده فروش. فروشندهٔ غلام و کنیز: زآنکه پیراهن به دستش عاریه ست چون به دست آن نخاسی جاریه ست جاریه پیش نخاسی سرسری است در کف او ازبرای مشتری است.مولوی.
کلمات همقافیه با «نخاسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر