معنی نجیرة
5 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِ) آسمان خانهٔ از چوب ساخته که در آن نی و جز آن نباشد. (منتهی الارب) (آنندراج). سقف خانه از چوب ساخته که در آن نی و جز آن نباشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || صفهٔ چوبین. (مهذب الاسما). || شیر با آرد یا روغن آمیخته. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). مسکهٔ آمیخته با شیر و آرد. (ناظم الاطباء). طعامی است از شیر و آرد و روغن. (از المنجد). کاچی. || شیر تازه که روغن گاو بر آن افکنند. (یادداشت مؤلف). || طعامی که میان آشامیدن و عصیده بود. (بحرالجواهر). || گیاه کوتاه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || پاداش. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). جزا. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || آب گرم کرده به سنگ تفسان. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). آب گرم. (بحرالجواهر).
کلمات همقافیه با «نجیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر