معنی نجم‌الدین کبری

معنی نجم‌الدین کبری

5 بازدید
[ نَ مُدْ دی نِ کُ را ] (اِخ) احمدبن عمربن محمد خیوقی خوارزمی، مکنی به ابوالجناب و ملقب به نجم الدین و طامةالکبری و معروف به شیخ نجم الدین کبری. مؤسس سلسلهٔ کبرویه. از مشاهیر عرفا و اکابر صوفیان قرن ششم و هفتم هجری است نجم الدین رازی و مجدالدین بغدادی و سعدالدین حموی و سیف الدین باخرزی و بهاءالدین ولد از مریدان و شاگردان ویند. کبری گفتن او به جهت آن است که از کثرت فطانت و ذکاوت، تمامی مشکلاتی را که از وی سؤال نمودند، حل نموده و بر هر کسی که با وی جدل و مناظره کردی غالب آمدی. او را طامةالکبری [ بلای بزرگ ] گفتند اما ابوالجَنّاب گفتن او به جهت کثرت اجتناب او از دنیا بوده است. او را ولی تراش گفته اند که در مدت عمر دوازده کس را به مریدی قبول کرد و همه از مشایخ و اولیا شدند، چون شیخ مجدالدین بغدادی و شیخ سعدالدین حموی و... چنگیزخان پیش شیخ نجم الدین کبری فرستاد که فرموده ام که در خوارزم قتل عام کنند، باید از آنجا بیرون آئی تا کشته نشوی، شیخ جواب داد که هشتاد سال در زمان خوشی با خوارزمیان بودم، در وقت ناخوشی از ایشان تخلف کردن بی مروتی باشد... در فترت مغول در خوارزم شهید شد در سنهٔ ثمان و عشر و ستمائه [ ۶۱۸ هـ .ق. ]. مزارش ناپیداست. (تاریخ گزیده ص ۷۸۹). قزوینی آرد: وفات وی به قول مشهور در سنهٔ ۶۱۸ بوده است در موقع فتح خوارزم به دست لشکر مغول که وی در آن واقعه به شهادت رسیده است، اولین کسی که به این فقره اشاره نموده تا آنجا که اطلاع داریم رشیدالدین فضل اللََّه وزیر است در جامع التواریخ که در حدود ۷۱۰ هـ .ق. تألیف شده و عین عبارت او از قرار ذیل است: «چنگیزخان چون آوازهٔ شیخ نجم الدین شنیده بود به وی کس فرستاد که من خوارزم را قتل خواهم کرد و آن بزرگ باید که از میان ایشان بیرون رود و به ما بپیوندد، شیخ رحمةاللََّه علیه در جواب گفت که هفتاد سال با تلخ و شیرین روزگار در خوارزم با این طایفه به سر برده ام، اکنون که هنگام نزول بلاست، اگر بگریزم از مروت دور باشد، بعد از آن او را از میان کشتگان بازنیافتند، والسلام». پس از آن در تاریخ گزیده و تاریخ یافعی و نفحات و روضةالصفا و حبیب السیر و سایر کتب تواریخ و تذکره ها این فقره را متدرجاً با شاخ وبرگهای بسیار تکرار کرده اند و هرچه از اصل واقعه دورتر می شویم زواید و تفاصیل افسانه مانند بسیاری می بینیم که بر این حکایت سهل و سادهٔ طبیعی جامع التواریخ علاوه شده است، ولی عجیب است که در تاریخ جهانگشای جوینی که قریب پنجاه سال قبل از جامع التواریخ تألیف شده و صاحب آن علاءالدین عطاملک جوینی از همه کس بیشتر از وقایع اوایل خروج مغول و نیز از اوضاع و احوال خوارزم باخبر بود و یک جلد تمام از تاریخ او منحصراً مخصوص تاریخ خوارزمشاهیان است، مطلقاً و اصلاً ذکری و اشاره ای به این فقره یعنی قتل شیخ نجم الدین کبری در وقعهٔ خوارزم یافت نمی شود، و همچنین زکریابن محمد قزوینی در آثارالبلاد که آن نیز قریب چهل سال قبل از جامع التواریخ تألیف شده در ذیل «خیوق» ترجمهٔ احوال ممتعی از نجم الدین کبری نگاشته ولی مطلقاً و اصلاً از حکایت شهادت او در وقعهٔ خوارزم ذکری در میان نیاورده، سهل است، تاریخ وفات او را هم در حدود ششصدوده ضبط کرده یعنی هشت سال قبل از واقعهٔ خوارزم. درخصوص مرقد شیخ نجم الدین کبری نیز مابین بعضی مورخین تناقض عجیبی مشاهده می شود، در تاریخ گزیده که در سنهٔ ۷۳۰ تألیف شده پس از ذکر شهادت او گوید «مزارش ناپیداست» و حال آنکه در سنهٔ ۷۳۳ یعنی فقط سه سال بعد از تاریخ تألیف گزیده که ابن بطوطه در آن سال به خوارزم رسیده بود مرقد او را به عبارت ذیل وصف می کند: «و بخارج خوارزم زاویة مبنیة علی تربة الشیخ نجم الدین الکبری و کان من کبار الصالحین و فیها الطعام للوارد و الصادر»، و مرحوم رضاقلی خان هدایت در سفر خوارزم خود در سنهٔ ۱۲۶۷ هـ .ق. نیز مرقد او را در گرگانج مشهور به اورگنج زیارت کرده است. (حاشیهٔ قزوینی و عباس اقبال بر ص ۶۸ و ۶۹ شدالازار). از تصانیف اوست: ۱- رسالة الخائف الهائم عن لومة اللائم ۲- فواتح الجمال، به فارسی. رباعیاتی چند هم بدو منسوب است، حمداللََّه مستوفی در تاریخ گزیده این رباعی را از او آورده است: دیوی است درون من که پنهانی نیست برداشتن سرش به آسانی نیست ایمانْش هزار بار تلقین کردم آن کافر را سر مسلمانی نیست. و نیز مؤلف ریحانةالادب آرد: در کوی تو میدهند جانی به جوی جان را چه محل که کاروانی به جوی از تو صنما جوی جهانی ارزد زین جنس که مائیم جهانی به جوی. و نیز در تذکره های دیگر است: گر طاعت خود نقش کنم بر نانی وآن نان بنهم پیش سگی بر خوانی وآن سگ باشد گرسنه در زندانی از ننگ بر آن نان ننهد دندانی. یک موی تو را هزار صاحب هوس است تا خود به تو زین جمله که را دسترس است آنکس که بیافت دولتی یافت عظیم وآنکس که نیافت درد نایافت بس است. رجوع به شدالازار ص ۶۸ و ۳۵۲ و آثارالبلاد ص ۳۵۵ و جامع التواریخ باب خوارزم و تاریخ گزیده ص ۷۸۹ و روضات الجنات ص ۸۱ و حبیب السیر ج ۳ ص ۳۱ و دول الاسلام ص ۹۳ و مجمل فصیحی ذیل حوادث سال ۶۱۷ و ۶۱۸ و نفحات الانس ص ۴۸۰ و روضةالصفا ص ۳۳ و طرایق الحقایق ص ۴۸ و ۱۴۹ و ریاض العارفین ص ۱۴۳ و مجمع الفصحا ج ۱ ص ۶۳۳ و ریحانةالادب ج ۴ ص ۱۷۲ و مجالس العشاق ص ۸۴ و مجالس النفایس ص ۳۱۹ و تاریخ تصوف در اسلام تألیف غنی ص ۴۹۵ و ۵۱۴ و ۵۴۶ و مجلهٔ یادگار سال ۴ شماره های ۱ و ۲ و ۹ و ۱۰ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نجم‌الدین کبری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید