معنی نجف اصفهانی
7 بازدید
[ نَ جَ فِ اِ فَ ] (اِخ) به روایت مؤلف صبح گلشن وی به گازری زندگی میکرده است. او راست: آنچه شد تقدیر نتواند کسی تدبیر کرد در دلم خون گشت هر خونی که مادر شیر کرد. رجوع به تذکرهٔ صبح گلشن ص ۵۴۰ و قاموس الاعلام ج ۶ شود.
کلمات همقافیه با «نجف اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر