معنی نجش

معنی نجش

5 بازدید
[ نَ ] (ع مص) موافقت کردن بایع را در مدح مبیع وقت فروختن وی آن را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از المنجد). || چیزی را از چیزی به زیادت بها خواستن تا دیگری درافتد. (منتهی الارب) (از آنندراج). پنهان کردن قصد خود را و افزون نمودن بهای کالایی را برای فروختن بلکه تا دیگری را بفریبد و به وی فروشد، و هم چنین است در نکاح و جز آن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بی رغبت به خرید کالائی بر قیمت آن افزودن. (از تعریفات). گران خواستن متاعی را به دروغ تا دیگری فریب خورده به آن قیمت بخرد. || خریدار را از چیزی مایل کردن به طرف غیر آن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || برانگیختن شکار را. (از ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). برانگیختن و رماندن شکار را از جائی به جائی. (اقرب الموارد) (المنجد). صید برانگیختن. (تاج المصادر بیهقی). || بازکاویدن از چیزی و برانگیختن آن. (از المنجد) (اقرب الموارد) (از منتهی الارب). بازکاویدن چیزی را. (ناظم الاطباء). بحث کردن از چیزی. (از اقرب الموارد). || گرد آوردن ستور پریشان شده را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بعد از تفرق، گرد آوردن شتران را. (از اقرب الموارد). گرد کردن شتر. (تاج المصادر بیهقی). جمع کردن بعد از تفرق. و الاسم نَجَش. (از المنجد). || پراکندن سخن را. (از اقرب الموارد). اذاعهٔ حدیث (المنجد). || بیرون آوردن خواستن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). استخراج. (از اقرب الموارد) (المنجد). || روان گردانیدن. (منتهی الارب). || روان گردیدن. (آنندراج). || شتاب رفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (تاج المصادر بیهقی). به شتاب رفتن. (از ناظم الاطباء). شتاب کردن. (از اقرب الموارد) (از المنجد). نجاشة. (منتهی الارب) (از آنندراج). || برافروختن آتش را. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد).
[ نَ جَ ] (ع اِمص) اسم است نَجْش را. (از المنجد) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به نَجْش شود.

کلمات هم‌قافیه با «نجش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید