معنی نجده
5 بازدید
[ نَ دَ / دِ ] (از ع، اِمص، اِ) دلیری. (جهانگیری) (غیاث اللغات). مردانگی. (جهانگیری). شجاعت. (غیاث اللغات). نجدة. || قوت. سختی. (جهانگیری). رجوع به نجدت و نجدة شود. || سرود. (غیاث اللغات): نجده ای ساز از شکسته دلان اینچنین نجده را شکست مده.خاقانی. || مجازاً، بمعنی شجاع. (غیاث اللغات). || یار. یاور: شیران شده یاوران رزمت اقبال تو نجده یاوران را.خاقانی. || یاری. یاوری : چون سلطان او را در حالت آن محنت بدید کوکبهٔ جماعتی از خواص غلامان به نجدهٔ او فرستاد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۱).
کلمات همقافیه با «نجده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر