معنی نجاسات
4 بازدید
[ نَ / نِ ] (از ع، اِ) جِ نجاست. رجوع به نجاست شود. || (اصطلاح فقه) آنچه اگر لباس یا بدن بدان آلوده بود، نماز کردن نشاید. نجاسات عبارتند از: ۱ و ۲- بول و غایط از حیوان حرام گوشت و دارای نفس سایله ۳ و ۴ و ۵- مرده و خون و منی از حیوان حرام گوشت و دارای نفس سایله ۶- سگ بری ۷- خوک بری ۸- کافر ۹- مسکری که نوعاً مایع است ۱۰- آب جو. لباس و بدن نمازگزار باید بدین نجاسات آلوده نباشد. || در تداول عوام، نجسی، کنایه از خمر و مشروبات الکلی است. رجوع به نجسی شود.
کلمات همقافیه با «نجاسات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر