معنی نثرة
5 بازدید
[ نَ رَ ] (ع اِ) بن بینی، یا اندرون بینی و آنچه متصل آن باشد، یا گشادگی میان دو بروت مردم و شیر، محاذی وترهٔ بینی . (منتهی الارب) (از آنندراج). بینی شیر، و جای خلمش. (از التفهیم). فرجهٔ میان شاربین، و بر طرف انف [ MMM پرهٔ بینی ] نیز اطلاق شود، و بینی هم گفته شده است، و در مجمل نثرة بمعنی خیشوم و ماوالاه آمده است. (از بحرالجواهر). چاهک میان دو سبیل در لب بالائین مردم و در لب شیر درنده. (فرهنگ خطی). جویک لب. (دستوراللغة). گو لب زبرین. || زره که در پوشیدن آسان باشد، یا زره فراخ. (منتهی الارب) (آنندراج). زره فراخ. (مهذب الاسما) (فرهنگ خطی). || عطسهٔ ستور و سرفیدن آن. (منتهی الارب) (آنندراج). عطسهٔ ستور. (فرهنگ خطی).[ نَ رَ ] (اِخ) نام دو ستارهٔ نزدیک یکدیگر از منازل ماه، و میان آنها فرق یک وجب و در آن اندکی سپیدی مانان به ابرپاره، و آن بینی اسد است. (منتهی الارب) (از آنندراج). ابوریحان بیرونی در شرح منازل قمر آرد: و نام هشتم منزل نثره، ای بینی شیر و جای خلمش، دو کوکب است خرد از جملهٔ صورت سرطان، و ایشان را دو سولاخ بینی خوانند و میانشان آن ستارهٔ ابری است که بر بَرِ سرطان است و گروهی آن را ملازهٔ شیر نام کنند، اما یونانیان آن دو ستارهٔ خرد را دو خر خوانند و آن ابری میان ایشان معلف ای علفگاه. (از التفهیم ص ۱۰۹). منزل هشتم از منازل قمر، و آن دو ستاره است از قدر چهارم نزدیک یکدیگر در برج اسد. (غیاث اللغات از صراح و آئین اکبری). نثره چون پارهٔ ابر است بر سینهٔ سرطان در میان چهار کوکب بر شکل مربع منحرف. (غیاث اللغات) (آنندراج) (جهان دانش ص ۱۱۸). و ماه گاه گاه او را بپوشاند و آن منزل هشتم است از منازل قمر و رقیب آن سعد ذابح است. (جهان دانش ص ۱۱۸). منزل هشتم از منازل قمر، و آن سه ستاره است بر سرطان و عرب آن را بر انف اسد شمارد، و آن را سهاة نیز نامند. (آثارالباقیه). چند ستارهٔ مجموع که در میان صورت خرچنگ واقع است، و آن را معلف نیز خوانند، و آن منزل هشتم از منازل قمر است بعد از ذراع و پیش از طرف. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «نثرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر