معنی نثار چیدن
6 بازدید
[ نِ دَ ] (مص مرکب) برچیدن زر و سیم و گوهر و نقل و نبات و افشاندنی های دیگر که بر سر شاه یا داماد یا عروس نثار کنند.
کلمات همقافیه با «نثار چیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر