معنی نثاری تبریزی

معنی نثاری تبریزی

5 بازدید
[ نِ یِ تَ ] (اِخ) (ملا...) از شاعران قرن دهم هجری و معاصر محتشم کاشانی است. به روایت مؤلف خلاصةالاشعار «به خراسان و قزوین سفر کرده و به کاشان رفته و محتشم را هجو کرده است. او راست»: کمتر از پروانه ای در جان سپاری نیستم گر نسازم جان نثار او نثاری نیستم رحم بر من میکند دشمن تکلف بر طرف من حریف اینقدر بی اعتباری نیستم. و نیز: دوئی به مذهب فرمانبران دل کفر است خدا یکی و محبت یکی و یار یکی. به کویت پاکشان تا چند آیم حیرتی دارم نخواهی چون مرا من هم نیایم غیرتی دارم. رجوع به دانشمندان آذربایجان ص ۳۷۲ و تذکرهٔ مجمع الخواص ص ۱۵۵ و تذکرهٔ هفت اقلیم (اقلیم چهارم) و آتشکدهٔ آذر ص ۳۵ و شمع انجمن ص ۴۶۵ و قاموس الاعلام ج ۶ ص ۴۵۶۱ شود.

کلمات هم‌قافیه با «نثاری تبریزی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید