معنی نثارگر
5 بازدید
[ نِ گَ ] (ص مرکب) افشاننده. نثارکننده. (ناظم الاطباء). آنکه بر کسی نثار را بریزد. (آنندراج). نثارافشان : باز تیغ زبان سخن گهر است سخنم بر سخن نثارگر است. ثنائی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «نثارگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر