معنی نتوانستگی
6 بازدید
[ نَ تَ نِ تَ / تِ ] (حامص مرکب) ناتوانی. عدم توانائی. مقابل توانستگی: خرق؛ نتوانستگی مرد عمل و حیلهٔ کار را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «نتوانستگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر