معنی نتفة
7 بازدید
[ نُ تَ فَ ] (ع ص) رجل نتفة؛ مردی که آغاز علمی را کند و به انجام نرساند. (ناظم الاطباء). آنکه اندکی از علم بیاموزد و در آن استقصا نکند. (از اقرب الموارد) (از المنجد).[ نُ فَ ] (ع اِ) به انگشت برچیده از گیاه و جز آن. (منتهی الارب). آنچه با انگشت از گیاه و جز آن برچینند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة) (المنجد). گیاه و سبزی دست چین. ج، نُتَف. || بخشش. عطا. (ناظم الاطباء). || چیزی. مختصری. عامهٔ عرب به فتح و کسر اول نیز استعمال کنند در مورد هر چیز قلیلی که باشد. (از معجم متن اللغة): افاده نتفة من العلم؛ شیئاً. (ناظم الاطباء). اعطاه نتفة من الطعام و غیره؛ شیئاً منه. (اقرب الموارد). ماکان بینهم نتفة و لا قرصة؛ شی ء صغیر و لا کبیر. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نتفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر