معنی نبی‌کندی

معنی نبی‌کندی

4 بازدید
[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان چالدران بخش سیه چشمهٔ شهرستان ماکو، در ۵ هزارگزی مغرب سیه چشمه و ۳ هزارگزی جنوب غربی جادهٔ شوسهٔ سیه چشمه به کلیساکندی در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و یکصد تن سکنه دارد. آبش از نهر خزرلی و محصولش غلات و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم و جوراب بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان رحمت آباد بخش میاندوآب شهرستان مراغه، در ۲۸ هزارگزی شمال غربی میاندوآب و ۱۹ هزارگزی جادهٔ شوسهٔ میاندوآب به مهاباد، در جلگهٔ معتدل هوائی واقع است و ۷۲ تن سکنه دارد. آبش از سیمینه رود و چاه، محصولش غلات و چغندر و کشمش و شغل اهالی زراعت و گلیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
[ نَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گوی آغاج بخش شاهین دژ شهرستان مراغه، در ۴۸ هزارگزی جنوب شرقی شاهین دژ و ۲۶ هزارگزی مشرق راه شاهین دژ به تکاب در ناحیهٔ کوهستانی معتدل هوائی واقع است و ۳۴۸ تن سکنه دارد. آبش از چشمه، محصولش غلات و بادام و حبوبات و کرچک و شغل اهالی زراعت و گله داری و جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «نبی‌کندی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید