معنی نبیص
4 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) زفیر که کودکان به لب برآرند چون خواهند که مرغان با هم جفت گیرند. (آنندراج) (منتهی الارب). || (مص) به لب بانگ برآوردن کودک تا مرغان جفت گیرند. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || سست بانگ کردن پرنده و گنجشک. (از منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به نبص شود.
کلمات همقافیه با «نبیص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یص» برای سرودن شعر