معنی نبیشاه
4 بازدید
[ نَ ] (اِخ) از شعرای پارسی گوی سند است. در قرن دوازدهم هجری میزیسته. مؤلف تذکرهٔ ید بیضا وی را به سال ۱۱۴۵ هـ .ق. در سنین پیری ملاقات کرده است. به نقل مؤلف مقالات الشعراء وی مردی جهانگرد و مایل به سیاحت بوده، زنش نیز چون او علیحده گرم سیر و سفر، «گاهی با هم دوچار می شدند، از قصیده و غزل و رباعی و مثنوی هفتادهزار بیت به زبان پارسی گفته، اما معلوم نمی شود که عربی است یا فارسی است یا ترکی، از بس اغلاق، اکثر معانی ابیات خود از صاحب طبعان دیگر میپرسد»! او راست: رفته ایم از خود چه میپرسی خبر از حال ما کعبه می آید در این وادی به استقبال ما. بی تکلف گره بند قبا را بگشا ظالم! این عقدهٔ امید دل ما بگشا. (از تذکرهٔ مقالات الشعرا ص ۸۰۴).
کلمات همقافیه با «نبیشاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر