معنی نبرده

معنی نبرده

8 بازدید
[ نَ بَ دَ / دِ ] (ص نسبی) (از: نبرد +ه، پسوند نسبت و اتصاف). (حاشیهٔ برهان قاطع معین). شجاع. دلیر. دلاور. (برهان قاطع). مبارز. (لغت فرس اسدی). مرد مبارز. (فرهنگ نظام). نبردکننده. جنگی. دلیر. (انجمن آرا) (آنندراج). بهادر. دلاور. (ناظم الاطباء) (غیاث اللغات). جنگ آور. نبردکننده. جنگی. (فرهنگ خطی). مرد مبارز مردانه و دلاور. (صحاح الفرس): دریغ آن نبرده سوار دلیر که بازش ندید آن خردمند پیر.دقیقی. دریغ آن نبرده گرانمایه گرد که نادیده باز آن پدر را بمرد.دقیقی. نبرده گزینان اسفندیار از آنجا برفتند تیماردار.دقیقی. گمانی برم من که او رستم است که چون او نبرده به گیتی کم است. فردوسی. نبرده چون او در جهان سربه سر به ایران و توران نبندد کمر.فردوسی. نبرده برادرْم فرخ زریر که شیر ژیان آوریدی به زیر.فردوسی. راست گفتی نبرده فرهاد است بیستون را همی کَنَد به تبر.فرخی. راست گفتی نبرده حیدر بود بازگشته به نصرت از خیبر.فرخی. خورشید چون نبرده حبیبی که با حبیب گاهیش وصل و صلح و گهی جنگ و صد بود. منوچهری. شاه ابوالقاسم بن ناصردین آن نبردی ملک نبرده سوار.عسجدی. نبرده گُردان بینند چون تو را بینند چو آب و آتش در شور عرصهٔ پیکار. مسعودسعد. مسعودسعد سلمان در بزم و رزم تو جاری زبان خطیب و نبرده سوار باد. مسعودسعد. گزیده سیف الدین اختیار ملک و شرف نبرده عزالدین افتخار نسل بشر.انوری. نبرده جوانی جوانمرد بود که روشن دلش مهرپرورد بود.نظامی. چنین چند روز آن نبرده سوار به پوشیدگی حرب کرد آشکار.نظامی. و چون به حد آن رسید که سواری تواند کردن او را سواری... و تیر انداختن آموخت چنانکه نبردهٔ جهان گشت در انواع هنر. (فارسنامهٔ ابن بلخی). || نبردی. متعلق به نبرد. خاص نبرد: بیارید گفتا سپاه مرا نبرده قبا و کلاه مرا.فردوسی. || پسندیده. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «نبرده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید