معنی نبث

معنی نبث

6 بازدید
[ نَ ] (ع مص) کاویدن زمین به دست. (منتهی الارب) (آنندراج). حفر و نبش کردن با دست. (از معجم متن اللغة). || کاویدن و برآوردن خاک از چاه. (از اقرب الموارد). کندن چاه و برآوردن خاک آن. (از المنجد). || بیرون آوردن خاک از چاه و غیر آن. (از المنجد): نبث التراب؛ خارج کرد آن را از نهر یا از چاه. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). چاه پاک کردن. (المصادر زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || واکردن چیزی پنهان را. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از المنجد). || جستجو. تجسس: نبث عن الامر؛ بحث. (معجم متن اللغة). بحث عنه، و هو مستعار من نبث البئر. (اقرب الموارد). گویند: فلان ینبث عن عیوب الناس؛ یظهرها؛ برملا می کند آن را. (از المنجد). || خشم گرفتن. (منتهی الارب) (آنندراج). غضب کردن. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد) (از المنجد). || تره برکندن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).
[ نَ بَ ] (ع اِ) نشان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اثر. (معجم متن اللغة) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (المنجد). || جای پا. رد پا. اثر الحفر. (معجم متن اللغة): مارأیت منه عیناً و نبثاً؛ مارأیت له عیناً و لا اثراً. (اقرب الموارد). ج، انباث. || خشم و قهر. (ناظم الاطباء). رجوع به نَبْث شود.

کلمات هم‌قافیه با «نبث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید