معنی نباغه
5 بازدید
[ نَ بْ با غَ ] (ع ص) تأنیث نباغ است. (از منتهی الارب). رجوع به نباغ شود. || محجة نباغة؛ راه گردناک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یثور ترابها. (معجم متن اللغة) (اقرب الموارد). || (اِ) هبریة. (اقرب الموارد). سپوسهٔ سر. || اِست. مقعد. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). دبر. نشستگاه. کون. || گروه خوارج. (ناظم الاطباء): نبغت علینا نباغة؛ خرج علینا منهم خوارج. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «نباغه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غه» برای سرودن شعر