معنی نباجة
4 بازدید
[ نَ بْ با جَ ] (ع ص) تأنیث نباج. (از اقرب الموارد). رجوع به نبّاج شود. || (اِ) سرین. دبر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج). اِست. (اقرب الموارد) (معجم متن اللغة). یقال: کذبت نباجة؛ چون کسی تیز دهد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «نباجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر