معنی نای زدن
5 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) نای دمیدن. نواختن نای. (ناظم الاطباء). زمر. (دهار) (تاج المصادر بیهقی): بر سر سرو زند پردهٔ عشاق تذرو ورشان نای زند بر سر هر مغروسی.منوچهری. محتسب گو چنگ میخواران بسوز مطرب ما خوب نائی میزند.سعدی. فلک که صدهزار نای غم زند نیارد استماع کرد نای من.شیبانی.
کلمات همقافیه با «نای زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر