معنی نای روئین

معنی نای روئین

10 بازدید
[ یِ رو ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) نایی باشد که در روز جنگ نوازند و بعضی گویند نفیر است و بعضی گویند کرناست. (برهان قاطع) (آنندراج). بوقی که در روز جنگ نوازند. (ناظم الاطباء). گاودم. نفیر. (اوبهی). شیپور. شپور. (صحاح الفرس). شیپور. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی): همه بستگان را به ساری بماند بزد نای روئین و لشکر بخواند.فردوسی. خروش آمد و نالهٔ گاودم دم نای روئین و روئینه خم.فردوسی. رده برکشیدند هر دو سپاه غو نای روئین برآمد به ماه.فردوسی. لشکر شاه بهر در جنبید نای روئین و کوس بغرنبید.عنصری. تو گفتی نای رویین هر زمانی به گوش اندر دمیدی یک دمیدن.منوچهری. به هم بر شد از عاج مهره خروش جهان آمد از نای روئین به جوش.اسدی. دم نای روئین ز مه برگذشت غو کوس دشت و کُه اندرنوشت.اسدی. دم نای روئین او چون برآید بداندیش را برنیاید دگر دم. ؟ (از تاج المآثر). || مجازاً، آلت مردی : نای روئین در آن قبیله نهاد.سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «نای روئین»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ین» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید