معنی ناگزیران
4 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) صفت فاعلی از اصل «گزیر» و مصدر «گزیریدن». (سبک شناسی ج ۲ ص ۳۷۰). آنچه که از آن گزیری نیست. لابدمنه. لازم. واجب. ضروری. دربایست : که امروز سوری ناگزیران این دولت است و مدت این دولت به آخر رسیده. (تاریخ بیهقی ص ۸۳).
کلمات همقافیه با «ناگزیران»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر